صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
202
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
[ فمحلّهما ] المادة لا غير . و إن لم يكن لما بالقوة حال الاستعداد فعلية أخرى البتّة ، فمثل هذه القوة لا ينفكّ عن وجود ما هو بالفعل ، فإنّ استعداد مثل هذا المستعد ، استعداد ذاتي ، لا استعداد إعدادي » [ 1 ] . اين حكيم فاضل و عالم زاهد كامل چون منكر حركت در جوهر است و با اين كه قائل به اصالت وجود است ، وحدت محفوظ بين مراتب وجودى را خوب تعقّل ننموده است و ندانسته است كه در حركت جوهرى ، هر صورت سابق بر فعليت لاحق و هر فعليت سابق بر صورت لاحق بعينها ماده و هيولاست نسبت به صورت لاحقه . و در صورت حركت در جوهر انسان مثلا و حصول اين طبيعت از ناحيهء حركت از آن جايى كه حركت در يك طبيعت است ، مادامىكه حركت ، باقى است ، يك وجود ابهامى لازم حركت در مقابل تعين شىء مجرد تام غير سيال ، از مبدأ حركت ( نطفه مثلا ) تا انتهاى حركت ( نيل انسان به مقام عقل فعال و يا نيل به مقام تجرد ناشى از اشتداد ماهيت ) در مراتب سلوك تدريجى موجود است . و كسى كه به حركت در جوهر قائل است ، از اين كه به وجود تشكيك خاصى در ذات و ذاتيات اذعان نمايد و تحاشى ندارد . و در جاى خود بيان شده است كه طبيعت ، براى نيل به غايات ذاتى ، داراى حركت جبلّى است . و به حسب جوهر ذات سيال و در حقيقت ، طبيعت انسانى كه به حسب اصل و ابتداى وجود ، عين صور واقع و حاصل در مواد است ، شوق رسيدن به مقام فعليت انسانى كه در برخى ، رسيدن به مقام تجرد تام و نيل به مقام عقل بالفعل و در برخى از سلاك ، رسيدن به مقام جنت صفات و ذات باشد ، در جوهر ذات آن ، موجود و ميل نيل به غايت خود غريزى آن مىباشد . و تحول از مرتبهاى به مرتبهء ديگر چون در اصل جوهر ذات ، واقع است و كمالات ذاتى و اولى خود را بايد به